تبليغاتX
جک های جدید و عکس و فیلم خ ف ن

سلام دوستان . بریم سراغ اصل مطلب.

فقط یه چیز لوگوی ما رو کسی هم زده یا نه ؟؟؟

ديكشنري امتحان


تقلب:
يك سري اعمال ننگين در صورت با عرضه بودن واين كاره بودن شخص امتحان

دهنده آخر عاقبت خوش وخرمي دارد.نوعي هلو برو تو گلو كه با توجه به درجه

درايت و تيزي استاد ومراقبان مي تواند نوع هلويش از هسته دار وخاردار تا آب

 هلوباطعم موزوعشق وحال متغير باشد.بيراهه اي كه اتفاقا آخرش به هدف

ختم مي شود.يك نوع وسيله درس پاس كن نا مشروع.

شب امتحان:

ادامه توی ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 12:44 | لینک ثابت |

سلام دوستان.

شرمنده از تاخيري كه به وجود اومد. يه مدت رفتيم دانشگاه دوباره از كار و زندگي افتاديم.

كي لوگوي ما رو زده؟ باشه پس من ديگه چيزي نميگم.

فقط بگم كه توي ادامه مطلب هم يه 50 تايي جك داريم.

 .

.

.

در دانشگاه چي ميشه ...!!!

___

اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .

اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .

حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:

* سري به يكي از خانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاسور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق دارد مي‌سوزد.

* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و از پنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.

* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه كك اين ميگزه نه اون.

* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت  دختره مي نويسند (من خر هستم).

* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينكه پسرها...

حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

 

خوب ادامه مطلبي هم وجود داره...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 12:11 | لینک ثابت |